دیکشنری فارسی

declutch

معنی فارسی

خلاص کردن ، کلاج را رها کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. disengage the clutch of a car “Somebody ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «خلاص کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن