دیکشنری فارسی

decorticate

معنی فارسی

پوست کندن ورامدن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē kôr´ti kāt´/vt.

● پوست کندن (از درخت و میوه و غیره)، سبوس گرفتن (از گندم و غیره)، پوست زدایی کردن، پوسته‌زدایی کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. remove the outer layer of “decorticate a tree branch” “Somebody ----s something” “Something ----s something”
  2. remove the cortex of (an organ) “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «پوست کندن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن