دیکشنری فارسی

deed

UKdiːd USdi:d

معنی فارسی

کردار کار رفتار دستاويز

معنی کامل و مثال‌ها

/dēd/n., vt.

کرده، عمل، کردار، کنش، بیاوار

what we need is deeds not words

آنچه که بدان نیاز داریم عمل است، نه حرف.

the terrible deeds perpetrated by the Nazis

کارهای وحشتناکی که توسط نازی‌ها انجام شد

good deeds, good words, and good thoughts

کردار نیک، گفتار نیک، پندار نیک

(حقوق) سند مالکیت، چکنامه، قباله (ملک)

when the deed is signed and sealed, the house will be legally yours

هنگامی که قباله امضا و مهر شود خانه قانونا متعلق به شما خواهد بود.

(ملک را با صدور قباله) انتقال دادن

* deed box

صندوق آهنین (که اسناد و مدارک گرانبها را در آن نگه‌می‌دارند)

* deed poll

(انگلیس - اسم خود را) قانونا عوض کردن

he changed his name by deed poll

او نام خود را رسما و قانونا عوض کرد.

* do your good deed for the day

کار نیک کردن، عمل خیر (روزانه را) انجام دادن

* in deed

واقعا، عملا، براستی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a legal document signed and sealed and delivered to effect a transfer of property and to show the legal right to possess it “he signed the deed” “he kept the title to his car in the glove compartment”
  2. something that people do or cause to happen

مترادف‌ها

noun
1. Act, action, performance, exploit, achievement, feat.
2. Reality, fact, truth.
3. (Law.) Indenture.

واژه‌های دیگر با معنی «کردار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن