defended
UKdifendid
USdı'fendəd
معنی فارسی
دفاع کردن (از) پناه دادن پشتي کردن حمايت کردن
دفاع کردن (از) پناه دادن پشتي کردن حمايت کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن