دیکشنری فارسی

defending

UKdifendiŋ USdı'fendıŋ

معنی فارسی

دفاع کردن (از) پناه دادن پشتي کردن حمايت کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. attempting to or designed to prevent an opponent from winning or scoring

واژه‌های دیگر با معنی «دفاع کردن (از)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن