دیکشنری فارسی

defining

UKdifainiŋ USdı'faınıŋ

معنی فارسی

تعريف کردن روشن کردن تصريح کردن تشخيص دادن

تعریف انگلیسی

noun
  1. any process serving to define the shape of something

واژه‌های دیگر با معنی «تعريف کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن