deliquesce
معنی فارسی
اب شدن (ازنم هوا) گداختن
معنی کامل و مثالها
/del´i kwes´/vi.
● آب شدن (و از بین رفتن)
● (زیست شناسی) هرز شدن (در اثر رشد از بین رفتن مانند برخی بخشهای قارچ)، چند شاخه شدن، پراکنش یافتن (مانند رگبرگها)
● (شیمی) نمآشامی کردن (با جذب رطوبت هوا آبگونه شدن)
تعریف انگلیسی
verb
- melt away in the process of decay “The fungi eventually deliquesced” “Verb Frames:” “Somebody ----s”
- melt or become liquid by absorbing moisture from the air “this type of salt deliquesces easily” “Verb Frames:” “Something ----s”
مترادفها
verb neuter
Melt (gradually), liquefy.