deliquescesChemistry معنی فارسی اب شدن (ازنم هوا) گداختن واژههای دیگر با معنی «اب شدن» thaw اب شدن، گداختن، گرم شدن deliquesce اب شدن، (ازنم هوا) گداختن scotticize اسکاتلندي مه اب شدن insolubility عدم امادگي براي اب شدن، نامحلولي insolubleness عدم امادگي براي اب شدن، نامحلولي relictoin پايين رفتن اب و نمايان شدن زير اب. deliquescence گدازش، اب شدن، چيزگداخته dehydration (جغ.)پسابش، (طب) کم شدن اب بدن، وابشت. drool گليز، اب از دهان تراوش شدن، اظهارخوشحالي کردن hydrolyze تجزيه شدن، بوسيله اب تجزيه شدن.