دیکشنری فارسی

demeanor

UKdimiːnər USdı'mi:nə

معنی فارسی

رفتار سلوک وضع حرکت

معنی کامل و مثال‌ها

/di mēn´ǝr/n.

رفتار، طرز برخورد با، کردار

rude in speech and demeanor

بی‌ادب در گفتار و رفتار

قیافه، وجنات، ریخت

مترادف‌ها

noun
Behavior, carriage, deportment, conduct, manner, bearing, air, mien.

واژه‌های دیگر با معنی «رفتار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن