دیکشنری فارسی

deportment

UKdipɔːtmənt USdə'pɔ:tmənt

معنی فارسی

رفتار روش سلوک وضع

معنی کامل و مثال‌ها

/dē pôrt´mǝnt, di-/n.

رفتار، سلوک، طرز برخورد

their deportment made every one uneasy and angry

رفتار آنان همه را ناراحت و عصبانی کرد.

مترادف‌ها

noun
Demeanor, behavior, carriage, conduct, bearing, manner, air, breeding.

واژه‌های دیگر با معنی «رفتار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن