دیکشنری فارسی

demesne

معنی فارسی

ملک خالصه سرزمين ناحيه

معنی کامل و مثال‌ها

/di mān´/n.

(حقوق) داشتن ملک به نام خود، مالکیت شخصی

(سابقا) تیول، ملک ارباب (که اجاره داده نمی‌شد و اداره‌ی آن با خود ارباب بود)

محوطه‌ی دور کاخ یا قصر

سرزمین، ناحیه، قلمرو

تعریف انگلیسی

noun
  1. extensive landed property (especially in the country) retained by the owner for his own use “the family owned a large estate on Long Island”
  2. territory over which rule or control is exercised “his domain extended into Europe” “he made it the law of the land”

واژه‌های دیگر با معنی «ملک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن