landed property معنی فارسی ملک واژههای دیگر با معنی «ملک» hacienda ملک، بنگاه کشاورزي ياکان کني ومانندان دربيرون، شهر estate ملک، دارايي، گروه tenement ملک، زمين، ملک استيجاري demesne ملک، خالصه، سرزمين domain ملک، زمين، حوزه real estate ملک، دارايي غير منقول landowner ملک دار، ملاک، زمين دار propertied ملک دار personalty ملک شخصي، دارايي ناپرجا، ملک منقول freehold ملک مطلق، مالکيت مطلق، مطلق