دیکشنری فارسی

real estate

UKreiɑːlisteit

معنی فارسی

ملک دارايي غير منقول

معنی کامل و مثال‌ها

● دارایی غیر منقول، مستغل (مستغلات)، ملک

● ملکی

a real estate company

بنگاه معاملات ملکی

a real estate agent

دلال معاملات ملکی

تعریف انگلیسی

noun
  1. property consisting of houses and land

واژه‌های دیگر با معنی «ملک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن