دیکشنری فارسی

depleted

UKdipliːtid USdıp'li:tıd

معنی فارسی

تهي کردن خالي کردن بته رسانيدن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. no longer sufficient “supplies are low” “our funds are depleted”

واژه‌های دیگر با معنی «تهي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن