depone
معنی فارسی
معزول کردن عزل نمودن گواهي دادن ته نشين کردن)
معنی کامل و مثالها
/dē pōn´/vt., vi.
● (قدیمی - با خوردن سوگند) گواهی دادن یا اظهار داشتن، شهادت رسمی دادن
تعریف انگلیسی
verb
- make a deposition; declare under oath “Somebody ----s that CLAUSE”
مترادفها
verb neuter
(Old Eng. and Scotch law.) Depose, testify, affirm, state, bear witness.