دیکشنری فارسی

depone

معنی فارسی

معزول کردن عزل نمودن گواهي دادن ته نشين کردن)

معنی کامل و مثال‌ها

/dē pōn´/vt., vi.

● (قدیمی - با خوردن سوگند) گواهی دادن یا اظهار داشتن، شهادت رسمی دادن

تعریف انگلیسی

verb
  1. make a deposition; declare under oath “Somebody ----s that CLAUSE”

مترادف‌ها

verb neuter
(Old Eng. and Scotch law.) Depose, testify, affirm, state, bear witness.

واژه‌های دیگر با معنی «معزول کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن