دیکشنری فارسی

deprecatory

UKdipkeitriː

معنی فارسی

بازدارنده ،

دورکننده بوسيله درخواست يا التماس يادعا

معنی کامل و مثال‌ها

/dep´rǝ kǝ tôr´ē/adj.

● نکوهشی، وابسته به تقبیح و زشت دانی، نهی‌آمیز

the teacher's deprecatory remarks

سخنان نکوهش‌آمیز معلم

● پوزش‌آمیز، پوزشی، معذرت‌آمیز

● ناچیز شمارانه، قدرناشناسانه (deprecative هم می‌نویسند)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. tending to diminish or disparage “belittling comments” “managed a deprecating smile at the compliment” “deprecatory remarks about the book” “a slighting remark”

واژه‌های دیگر با معنی «بازدارنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن