prohibitive
UKprəhibətiv
USprəu'hıbətıv
معنی فارسی
بازدارنده منع کننده جلوگيري کننده
معنی کامل و مثالها
/prō hib´ǝ tiv, prǝ-/adj.
● بازدارنده، باز مانگر، منع کننده
● (بها) گران، گزاف، کمرشکن
prohibitive prices
قیمتهای گزاف
مترادفها
adjective
(also prohibitory)
Restrictive, prohibiting, forbidding.