دیکشنری فارسی

retardant

UKritɑːdənt USrı'tɑ:dənt

معنی فارسی

بازدارنده کندکننده

معنی کامل و مثال‌ها

/-'nt/n., adj.

کندساز (ماده‌ای که فعل و انفعال شیمیایی را کند می‌کند)، درنگ‌آور، تاخیرانداز، واپسگر

واژه‌های دیگر با معنی «بازدارنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن