deriding
UKdiraidiŋ
USdıə'raıdıŋ
معنی فارسی
ريشخندکردن خنديدن به دست انداختن
ريشخندکردن خنديدن به دست انداختن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن