دیکشنری فارسی

described

UKdiskraibd USdıs'kraıbd

معنی فارسی

شرح دادن توصيف کردن تعريف کردن نمايش دادن تقسيم کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. represented in words especially with sharpness and detail “the vividly described wars”

واژه‌های دیگر با معنی «شرح دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن