desists UKdizists معنی فارسی دست برداشتن دست کشيدن واژههای دیگر با معنی «دست برداشتن» desist دست برداشتن، دست کشيدن forbear خودداري، دست برداشتن، دست نگاهداشتن hitch kick شوت قيچي (فوتبال)، پرش طول با دو گام برداشتن در هوا و دست، بالاي سر forborne خودداري کردن، دست نگاهداشتن، دست برداشتن cease بازايستادن، موقوف شدن، بندامدن give up منصرف شدن، ول کردن، ترک کردن scrounge جستجو کردن، دنبال گشتن، گرداوري کردن