dethroned
UKdiːθround
USdıθ'rəund
معنی فارسی
خلع کردن ، معزول کردن ، از تخت پايين آوردن
خلع کردن ، معزول کردن ، از تخت پايين آوردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن