دیکشنری فارسی

deviant

UKdiːviənt US'di:vıənt

معنی فارسی

منحرف.

معنی کامل و مثال‌ها

/dē´vē ǝnt/adj., n.

● (به ویژه در روان‌شناسی) کجرو، منحرف، گمراه

a sexual deviant

کجرو در امور جنسی

his deviant behavior drew everyone's attention

رفتار منحرف او توجه همه را جلب کرد.

they called him a political deviant and kicked him out of the party

او را کجرو سیاسی نامیدند و از حزب اخراج کردند.

● منحط

* deviance, deviancy, n.

کجروی، کژروی، انحراف، ضلالت، گمراهی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a person whose behavior deviates from what is acceptable especially in sexual behavior
  2. markedly different from an accepted norm “aberrant behavior” “deviant ideas”

واژه‌های دیگر با معنی «منحرف.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن