دیکشنری فارسی

swept

UKswept USswept

معنی فارسی

منحرف شدن عدول کردن طفره زدن کج شدن منحرف کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/swept/vt., vi.

● زمان گذشته و اسم مفعول: sweep

تعریف انگلیسی

adjective
  1. possessing sweep “the sleek swept wings of the plane”

واژه‌های دیگر با معنی «منحرف شدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن