دیکشنری فارسی

devoid

UKdivɔid USdı'vɔıd

معنی فارسی

تهي عاري

معنی کامل و مثال‌ها

/di void´/adj.

(با: of) خالی (از)، ، تهی (از)، بدون، عاری (از)، فاقد

the killer was devoid of pitty

قاتل بویی از رحم و مروت نبرده بود.

be gone! you're devoid of faithfulness...

برو ای عاری ز وفاداری ...

مترادف‌ها

adjective
Vacant, empty, destitute, void.

واژه‌های دیگر با معنی «تهي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن