devoid
UKdivɔid
USdı'vɔıd
معنی فارسی
تهي عاري
معنی کامل و مثالها
/di void´/adj.
● (با: of) خالی (از)، ، تهی (از)، بدون، عاری (از)، فاقد
the killer was devoid of pitty
قاتل بویی از رحم و مروت نبرده بود.
be gone! you're devoid of faithfulness...
برو ای عاری ز وفاداری ...
مترادفها
adjective
Vacant, empty, destitute, void.