دیکشنری فارسی

vacuous

UKvækjeəs US'vækjuəs

معنی فارسی

تهي ، خالي ، بي معني يا نامفهوم

معنی کامل و مثال‌ها

/vak´yōō ǝs/adj.

تهی، خالی، پوک

رجوع شود به: idle

پوچ، بی‌معنی، بی‌چم، احمقانه، تهی‌مغزانه، بی‌خردانه

the vacuous comments of the governor

توضیحات ابلهانه‌ی استاندار

تعریف انگلیسی

adjective
  1. devoid of intelligence
  2. void of expression “a blank stare”
  3. devoid of significance or point “empty promises” “a hollow victory” “vacuous comments”
  4. devoid of matter “a vacuous space”

واژه‌های دیگر با معنی «تهي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن