dight
معنی فارسی
اماده کردن مجهزکردن
معنی کامل و مثالها
/dīt/vt.
● (قدیمی)
● آذین کردن، آراستن
● مجهز کردن، بسیج ور کردن
اماده کردن مجهزکردن
/dīt/vt.
● (قدیمی)
● آذین کردن، آراستن
● مجهز کردن، بسیج ور کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن