dignifiedly UKdignifidliː معنی فارسی باوقار بزرگ محترم واژههای دیگر با معنی «باوقار» dignified باوقار، بزرگ، محترم elegant walking راه رفتن باوقار ladylike بانو وار، باوقار، مودب demure سنگين، باوقار، داراي ازرم وسنگيني ساختگي gracefully بزيبايي، باوقار، موقرانه mim سنگين، باوقار ساختگي، کمرو apotheosized تا درجه خدايي ستوده، تکريم اغراق اميز نموده، باوقار elegant ظريف، لطيف، باوقار queenly درخورملکه، لايق ملکه، باشکوه graceful زيبا، خوش اندام، رعنا