دیکشنری فارسی

disannul

معنی فارسی

لغو کردن فسخ کردن باطل کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/dis´ǝ nul´/vt.

(کاملا) منسوخ یا باطل کردن

مترادف‌ها

verb active
Nullify, cancel, rescind, quash, vacate, annul, abolish, abrogate, void, invalidate, render void, set aside, do away.

واژه‌های دیگر با معنی «لغو کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن