discerned
UKdisəːnd
USdı'sə:nd
معنی فارسی
تشخيص دادن تميزدادن درک کردن
تشخيص دادن تميزدادن درک کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن