discolors
UKdiskɔləz
USdıs'kʌləz
معنی فارسی
رنگ بردن از بي رنگ کردن لک شدن خراب کردن
رنگ بردن از بي رنگ کردن لک شدن خراب کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن