دیکشنری فارسی

discomfitted

معنی فارسی

خنثي کردن باطل کردن برهم زدن دچارمانع کردن

واژه‌های دیگر با معنی «خنثي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن