discutient معنی فارسی محلل واژههای دیگر با معنی «محلل» resolvent محلل، تجزيه کننده dissolvent محلل، گدازنده menstruum محلل، گدازنده attenuant رقيق کننده، محلل، آب کننده solvent گدازنده، محلل discussive بحثي، محلل resolutive تحليل برنده، گدازنده، محلل alterative دگرگون سازنده، تغييردهنده، مقوي