dissolvent معنی فارسی محلل گدازنده معنی کامل و مثالها /-ǝnt/adj., n.● حلال، آب کننده، مادهی حل کننده، وشاینده واژههای دیگر با معنی «محلل» resolvent محلل، تجزيه کننده menstruum محلل، گدازنده discutient محلل attenuant رقيق کننده، محلل، آب کننده solvent گدازنده، محلل discussive بحثي، محلل resolutive تحليل برنده، گدازنده، محلل alterative دگرگون سازنده، تغييردهنده، مقوي