دیکشنری فارسی

dissolvent

معنی فارسی

محلل گدازنده

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝnt/adj., n.

حلال، آب کننده، ماده‌ی حل کننده، وشاینده

واژه‌های دیگر با معنی «محلل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن