دیکشنری فارسی

dissolvent

معنی فارسی

محلل گدازنده

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝnt/adj., n.

● حلال، آب کننده، ماده‌ی حل کننده، وشاینده

تعریف انگلیسی

noun
  1. a liquid substance capable of dissolving other substances “the solvent does not change its state in forming a solution”

واژه‌های دیگر با معنی «محلل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن