دیکشنری فارسی

resolvent

معنی فارسی

محلل تجزيه کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/ri zäl´vǝnt, -zôl´-/n.,adj.

محلل، واکافتگر، حلال، واگشا

(دارو) آماس‌بر، فرونشان، رافع

حلال مشکلات، گره‌گشا

واژه‌های دیگر با معنی «محلل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن