دیکشنری فارسی

disgruntled

UKdisgrʌntld USdıs'grʌntəld

معنی فارسی

ناخوشنود ناراضي غرغرو

تعریف انگلیسی

adjective
  1. in a state of sulky dissatisfaction

واژه‌های دیگر با معنی «ناخوشنود»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن