دیکشنری فارسی

chuffed

معنی فارسی

خوشنود راضي و خوشحال ناخوشنود ناراضي و ناشاد

معنی کامل و مثال‌ها

/chuft/adj.

● (انگلیس‌-عامیانه)

● خوشنود، راضی و خوشحال

● ناخوشنود، ناراضی و ناشاد

ریشه و کاربرد

ریشه

Originates from the 1950s, British slang.

مثال

  • I'm absolutely chuffed with my exam results.
  • She was chuffed to have been asked to the dance.
  • He was chuffed that his team won the match.

ترکیب‌های رایج

Chuffed to bits Chuffed with Chuffed about Chuffed that

تعریف انگلیسی

adjective
  1. very pleased “I'm chuffed to have won”

واژه‌های دیگر با معنی «خوشنود»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن