دیکشنری فارسی

dosed

UKdousd

معنی فارسی

خوراک خوراک دواياشربت انگاره کارکن جازدن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. treated with some kind of application “a mustache dosed with bear grease”

واژه‌های دیگر با معنی «خوراک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن