دیکشنری فارسی

doughboy

US'dəu'bɔı

معنی فارسی

سرباز پياده نظام، نان شيريني ميوه دار.

معنی کامل و مثال‌ها

/-boi´/n.

(امریکا - عامیانه - به ویژه در جنگ جهانی اول) سرباز پیاده

تعریف انگلیسی

noun
  1. an American infantryman in World War I
  2. a rounded lump of dough that is deep-fried and served as hot bread “the doughboy was a predecessor of the doughnut”

واژه‌های دیگر با معنی «سرباز پياده نظام»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن