دیکشنری فارسی

foot soldier

معنی فارسی

سرباز پياده نظام

معنی کامل و مثال‌ها

سرباز پیاده، سرباز پیاده‌نظام

تعریف انگلیسی

noun
  1. fights on foot with small arms
  2. an assistant subject to the authority or control of another

واژه‌های دیگر با معنی «سرباز پياده نظام»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن