دیکشنری فارسی

drub

معنی فارسی

زدن کتک زدن چوب زدن شکست دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/drub/vt., vi.

● (با چوب دستی یا ترکه) زدن، چوب زدن، چوبکاری کردن، کتک زدن

● (مسابقه و غیره) شکست جانانه دادن

she drubbed her opponent in the tennis match

در مسابقه‌ی تنیس حریف خود را سخت شکست داد.

● (طبل و دنبک و غیره) زدن، ضرب گرفتن

● ضربه (با چوب و ترکه)، زنش، نواخت

تعریف انگلیسی

verb
  1. beat thoroughly and conclusively in a competition or fight “We licked the other team on Sunday!” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “The fighter managed to drub his opponent”

مترادف‌ها

verb active
Beat, thrash, cudgel, cane, flog, pound, thump, etc. See beat.

واژه‌های دیگر با معنی «زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن