دیکشنری فارسی

druggie

معنی فارسی

معتاد مروسيده

معنی کامل و مثال‌ها

/-ē/n.

(امریکا - خودمانی) معتاد (تریاکی، شیره‌ای، هروئینی، بنگی و غیره)، مروسیده

واژه‌های دیگر با معنی «معتاد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن