druggie
معنی فارسی
معتاد مروسيده
معنی کامل و مثالها
/-ē/n.
● (امریکا - خودمانی) معتاد (تریاکی، شیرهای، هروئینی، بنگی و غیره)، مروسیده
معتاد مروسيده
/-ē/n.
● (امریکا - خودمانی) معتاد (تریاکی، شیرهای، هروئینی، بنگی و غیره)، مروسیده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن