embow
معنی فارسی
خم کردن، به صورت کمان در آوردن،
کمانسان کردن
معنی کامل و مثالها
/em bō´/vt.
● (امروزه بیشتر به صورت اسم مفعول) خم کردن، به صورت کمان در آوردن، کمانسان کردن
an embowed ceiling
طاق کمانی
خم کردن، به صورت کمان در آوردن،
کمانسان کردن
/em bō´/vt.
● (امروزه بیشتر به صورت اسم مفعول) خم کردن، به صورت کمان در آوردن، کمانسان کردن
an embowed ceiling
طاق کمانی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن