دیکشنری فارسی

embow

معنی فارسی

خم کردن، به صورت کمان در آوردن،

کمانسان کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/em bō´/vt.

(امروزه بیشتر به صورت اسم مفعول) خم کردن، به صورت کمان در آوردن، کمانسان کردن

an embowed ceiling

طاق کمانی

واژه‌های دیگر با معنی «خم کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن