دیکشنری فارسی

embranchment

معنی فارسی

شاخه شعبه انشعاب

معنی کامل و مثال‌ها

/em branch´mǝnt/n.

شاخه شاخه شدن، شاخه دیس شدن، منشعب شدن (مانند رودخانه در دلتا)

واژه‌های دیگر با معنی «شاخه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن