ramulose معنی فارسی شاخه شاخه . معنی کامل و مثالها /ram´yǝ lōs´/adj.● پرشاخچه، پر از شاخههای کوچک واژههای دیگر با معنی «شاخه شاخه .» branch شاخه، شاخ، فرع king post شاخه، دار:تير بزرگ وعمودي شيرواني، شاه تير embranchment شاخه، شعبه، انشعاب virga شاخه، ترکه، عصا. bough شاخه، شاخ، ترکه ramulous شاخه شاخه . snag ته شاخه، برامدگي، ناصاف knag ته شاخه، گره، گره چوب trifurcation سه شاخه، سه گانگي، سه انشعابي. trifurcate سه شاخه، سه شاخ دار