encouage معنی فارسی تشويق کردن پيش بردن دلگرم کردن جرات دادن تشجيع کردن واژههای دیگر با معنی «تشويق کردن» patronize تشويق کردن، نگهداري کردن، لطف داشتن در حق lead on تشويق وترغيب کردن، مشتبه کردن، وانمود کردن. overpraise بيش از حد تشويق و تحسين کردن. subsidize کمک هزينه دادن، کمک خرج دادن به، تشويق کردن hearten دل دادن، جرات دادن، تشويق کردن oversell بيش از عرضه يا توليد فروش کردن، فزون فروشي کردن، بيش از حد کسي را به کاري تشويق کردن confirm تاييد کردن، ابرام کردن، تصديق کردن inspirit روح دادن، به، جان دادن (به) abet برانگيختن، جرات دادن، تربيت كردن protectionism اصول و حفظو تشويق صنايع دروني، کشوربوسيله گمرک کردن صنايع بيگانه