دیکشنری فارسی

enfetter

معنی فارسی

زنجيرکردن دربندنهادن بنده کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/en fet´ǝr/vt.

کند و زنجیر کردن، غل و زنجیر کردن (به ویژه پاهارا)، در قید گذاشتن

واژه‌های دیگر با معنی «زنجيرکردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن