دیکشنری فارسی

enisle

معنی فارسی

جزيره کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/en īl´/vt.

● (شعر قدیم)

● تبدیل به جزیره کردن، جزیره مانند کردن

● در جزیره قرار دادن، (مجازی) منزوی کردن

واژه‌های دیگر با معنی «جزيره کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن