دیکشنری فارسی

enswathe

معنی فارسی

قنداق کردن پيچيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/en swäth´, -swāth´/vt.

● قنداق کردن، در قنداق پیچیدن، باند پیچ کردن

واژه‌های دیگر با معنی «قنداق کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن