eradiate معنی فارسی تابيدن پرتوافکندن معنی کامل و مثالها /ē rā´dē āt´, i-/vi., vt.● رجوع شود به: radiate واژههای دیگر با معنی «تابيدن» glow تابيدن، قرمزشدن، سوختن incandescing تابيدن، قرمزشدن، سوختن coruscate تابيدن، برق زدن، درخشيدن phosphoresce تابيدن، بدون گرماي محسوس overshine تابيدن بر، درخشيدن بر splice بهم تابيدن، با هم متصل کردن، بهم پيوستن opalesce مانندرنگين کمان (يا قوس و قزح) تابيدن incandescent light روشنائي سفيد (که از زيادگرم شدن و تابيدن، چيزي پيدا شودچون چراغ برق) stoke ( 1) آتش کردن (در)، تابيدن، سوخت انداختن (در) glint برق زدن، تابيدن، درخشيدن